سديد الدين محمد عوفى

356

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

ازين « 1 » زيادت اطلاق « 2 » نفرمود و موكلان را فرمود « 3 » تا هرچه كند و گويد به حضرت انها كنند « 4 » . بوذرجمهر چند ماه هم در آن حال بماند كه البته كلمه‌اى نگفت و اضطرابى ننمود و از هيچ‌كس استعانتى « 5 » نطلبيد . پس نوشيروان طايفه‌اى از دوستان « 6 » را اجازت داد تا به نزديك او روند و با او افتتاح « 7 » سخنى كنند « 8 » تا از وى چه « 9 » شنوند « 10 » . پس طايفه‌اى از خواص برفتند و گفتند : ترا در شدتى مىبينيم و مدتى است كه « 11 » بدين بليّت هايل « 12 » گرفتار شده و به ناكام جام مذلّت تجرع مىنمايى و با اين همه صحت ذات تو « 13 » كامل است و بشره برقرار و اثر ضعف و شكستگى بر نهاد تو پيدا « 14 » نيامده است ، سبب اين حكمت « 14 » چيست ؟ گفت : آرى « 15 » ، من گوارشى ساخته‌ام كه اخلاط آن شش چيز است و « 16 » هرروز از آن تناول مىكنم و به قوّت آن برقرارم . گفتند : صفت آن بگوى و نسخهء آن تقرير كن « 17 » كه ما هر يكى از دوستان تو در خدمت پادشاه از مثال اين واقعه ايمن نيستيم شايد وقتى محتاج آن شويم « 18 » . گفت : يكى از آن اخلاط اعتمادست بر حق تعالى . دوم آنكه « 19 » هرچه خداى تعالى تقدير كرده است بودنى است . سوم دانايى بدانكه « 20 » صبر « 21 » بهترين چيزهاست كه مبتلا بدان پناه آرد . چهارم آنكه « 22 » صبر نكنم چكنم . پنجم آنكه « 23 » تواند بود كه كسى « 24 » به بلايى بتر ازين مبتلا

--> ( 1 ) مج + كاهى ( 2 ) مپ 2 - اطلاق ( 3 ) مج : مثال داد ( 4 ) مپ 2 : بازگويند ( 5 ) مج + بخست و ( 6 ) مج + او ( 7 ) مپ 2 - افتتاح ( 8 ) مپ 2 : سخن گويند ( 9 ) مپ 2 - تا از وى چه ( 10 ) مپ 2 : و بشنوند ( 11 ) مپ 2 - مدتى است كه ( 12 ) مپ 2 - هايل ( 13 ) مپ 2 و مج - تو ( 14 ) متن و مپ 2 و بنياد - پيدا ، مج + و هويدا ( 15 ) مج - آرى ( 16 ) متن و مج + من ( 17 ) مپ 2 - و نسخهء آن تقرير كن ( 18 ) متن و مپ 2 و بنياد - كه ما هريكى از . . . محتاج آن شويم ( 19 ) مج : علم است بدانچه ( 20 ) متن : دواى آنكه ، مپ 2 : سوم دواى ( 21 ) مپ 2 + است كه ( 22 ) مپ 2 + شكر نكنم و اگر ( 23 ) مپ 2 - پنجم انكه ( 24 ) مپ 2 - كسى